كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

158

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

اما بسيارى از قريش حاضر نبودند كه بدين سادگى وابستگى خود را به اعتقادات مقدس خود قطع كنند و اجازه دور شدن از آنها را به خود بدهند . بسيارى از كسانى كه به محمد ( ص ) گرويدند گوئى پشيمان شده بودند « 1 » و گروهى از قدرتمندان قريش نيز تصميم گرفتند تا به هر صورت از دست او خلاص شوند . آنها به او به چشم فردى از دين خارج شده و بىخدا مىنگريستند و او را براى جامعه بسيار خطرناك مىديدند . هيئتى از قريش با ابو طالب ديدار كردند و از او خواستند كه از حمايت محمد ( ص ) دست بردارد . در عربستان بدون حامى زيستن بىمعنى بود . نظام قبيله‌اى ممكن بود كه نقصان پيدا كرده باشد ولى هنوز قبيله و طائفه اساس زندگى اجتماعى را تشكيل مىداد و زندگى در خارج از اين نظام غيرممكن بود . اين هيئت به ابو طالب نسبت به مسؤوليت كلى او به قبيله قريش هشدار داد : « اى ابو طالب ، برادرزاده تو خدايان ما را به مسخره گرفته ، به دين ما توهين نموده ، و راه زندگى ما را منحرف نموده و پدران و اجداد ما را به اشتباه متهم مىكند . يا تو او را از اين كار بازبدار يا ما هم تو و هم خود را از دست او خلاص خواهيم كرد » . 20 ابو طالب محمد ( ص ) را بسيار دوست مىداشت ، ولى نمىخواست دشمنى ساير طوائف را برانگيزد . او مسلمان نبود و چندان هم از توهين محمد ( ص ) به دين اجدادى خود راضى به نظر نمىرسيد ، « 2 » ولى نمىتوانست حمايت خود را به عنوان رئيس قبيله از محمد ( ص ) سلب نموده و او را تسليم مرگ و قريش بكند ، زيرا در اين صورت شخصيت او نيز به عنوان رئيس قبيله زير سؤال مىرفت . اين ضربه ديگرى به آبروى بنى هاشم بود كه به خودى خود در وضعيت ضعيف‌ترى نسبت به ساير طوائف به سر مىبردند . او پاسخ مسالمت‌آميزى به رؤساى قريش داد ، ولى هيچگونه تعهدى را نپذيرفت و از حمايت خود نسبت به محمد ( ص ) هم دست برنداشت . در نتيجه محمد ( ص ) به دعوت خود ادامه داد .

--> ( 1 ) - از ميان همه گروندگان به اسلام تنها يك نفر از مسلمانان از دين اسلام برگشت . او كه جزو مهاجرين بود و از مكه به حبشه هجرت كرده بود در حبشه مسيحى گشته و از اسلام برگشت . او داماد ابو سفيان بود كه پس از ارتداد زنش به خاطر كفر او از او جدا شد . ( 2 ) - در پاورقىهاى قبل ذكر شد كه ابو طالب قطعا اسلام آورده و مؤمن بود ، ولى به جهت حمايت از رسول خدا ايمان خود را آشكار نمىنمود .